اس غمگین
به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست!
گناهش پای کسی که دلم را شکست...
.
.
.
کنار پنجره سیگار می کشید... خسته بود... انقدر خسته که یادش رفت بعد از اخرین پک -
سیگار را به پایین پرت کند
نه خودش را...
.
.
.
مانند شیشه شکستنم آسان بود!
دست به من نزن
اینبار زخمیت خواهم کرد...
.
.
.
دیگر نمی توانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم ، تقصیر خودت بود...
امدی... رفتی...
به هر چه کوتاه عادتم دادی...
.
.
پشت چراغ قرمز ! اعتراف کردم "دوستت دارم"
تا هر جا مجبور شدی کمی مکث کنی... یاد من بیفتی ،
نمیدانستم قرار است بعد من تمام چراغ های زندگیت سبز شوند...
.
.
.
آهسته گفت : خدانگهدارت و در را بست و رفت ،
آدمها چه راحت مسئولیت خود را به گردن "خدا" می اندازند.
.
.
.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:36 توسط ✿❀سمیـــــــرا✿❀
|