به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست!

گناهش پای کسی که دلم را شکست...

.

.

.

کنار پنجره سیگار می کشید... خسته بود... انقدر خسته که یادش رفت بعد از اخرین پک -

سیگار را به پایین پرت کند

نه خودش را...

.

.

.

مانند شیشه شکستنم آسان بود!

دست به من نزن

اینبار زخمیت خواهم کرد...

.

.

.

دیگر نمی توانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم ، تقصیر خودت بود...

امدی... رفتی...

به هر چه کوتاه عادتم دادی...

.

.

پشت چراغ قرمز ! اعتراف کردم "دوستت دارم"

تا هر جا مجبور شدی کمی مکث کنی... یاد من بیفتی ،

نمیدانستم قرار است بعد من تمام چراغ های زندگیت سبز شوند...

.

.

.

آهسته گفت : خدانگهدارت و در را بست و رفت ،

آدمها چه راحت مسئولیت خود را به گردن "خدا" می اندازند.

.

.

.