مراحل زندگی من و ترس از اشخاص:

۲ سالگی: عباس عاغا

۴ سالگی: نمکی

۶ سالگی: بچه دزد

۱۵ سالگی: تاریکی

۱۷ سالگی: جن

۲۱ سالگی: قطع اینترنت.

.

.

.

 پسرک آدمک برفی میسازد. تنها یک دقیقه نگاهش میکند.ولی اوج لذت بازیش لحظه ای است که آنرا

 خراب می کند و اینگونه اولین درسها را می آموزد تا روزی مثل آدم بزرگها شود...

.

.

.

 زمستانی سرد کلاغی غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند... گوشته تن خود را میکند و به جوجه ها

میداد تا سیر شوند! زمستان تمام شد و کلاغ مُرد. جوجه هایش گفتند: خوب شد مُرد! راحت شدیم از

آنهمه غذای تکراری!!!

.

.

.

اینجا ایران است- یعنی: ببخشید پروازه ۱۷:۴۵ چه ساعتی میشینه؟ ببخشید اتوبوس ۹:۳۰ ساعت چند

حرکت میکنه؟! ببخشید کارت شارژ ۲ تومنی دارین؟ چنده؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!